الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
139
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
295 - دل بىدرد بىدرد دل ، حيات چو ذوقى نمىدهد ! * آسودگان ، به عمر خود آيا چه ديدهاند ؟ ( خان ميرزا ) 296 - استجابت دعا « حَسَن » ! دعاى تو گر مستجاب نيست ، مرنج ! * تو را زبان دگر و دل دگر ، دعا چه كند ؟ ( حسن دهلوى ( 738 - 650 ) ) 297 - دور گردون نصيبم گشته چندان تلخكامى بعد هر كامى * كه ممنونم ز گردون ، گر به كام من نمىگردد ( شريف ) 298 - آه كسان شبها تو خفته ، من به دعا ، كز تو دور باد * آه كسان ، كه بَهرِ تو در خون نشستهاند ( بابا نصيبى ) 299 - زندهء عشق زنده در عشق چه سان بود « نصيبى » ! مجنون * عشق آن روز مگر اين همه دشوار نبود ؟ ( بابا نصيبى ) 300 - ناز ، همان عالَمى كشته شد و چشم تو را ناز همان * صد قيامت شد و حُسنِ تو در آغاز هنوز ( بابا نصيبى ) 301 - تلخى هجران تلخ باشد زَهر مرگ ، امّا به شيرينى هنوز * مىتواند تلخىِ هجران زِ كام من بَرد ( شبلى )